ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

33

مازندران و استرآباد ( فارسى )

آن زياد مىشود . در هر صورت عبور از آنها خالى از اشكال نخواهد بود زيرا در حين عبور لااقل چندين نهر طبيعى راه انسان را قطع مىكند و مسافر بايد از ميان گل و آب لغزان كه در آن اسب او ممكنست درغلطد ترسان عبور كند و ممكن است شخص خطر عبور از پل‌هاى كوچك چوبى را ناديده بگيرد و همچنين من باب تنوع و راه پيمايى ميتوان از ميان چاكه‌ها كه براى آبيارى است عبور كرد . آنها از نهرهاى طبيعى عمق كمترى ندارند و اسب بيچاره با بار سنگين غالبا بايد از ميان آنها عبور كند . اين چاكه‌ها تمام اطراف خود را پر از آب ساخته و مسافر ناگزير است در ميان گل و آب كه تا زير تنگ اسبش را گرفته است ، مسافت طولانى را طى كند و با اين تفصيل اگر جان بسلامت برده باشد پس از سير خطرناكى به محله يا قريه‌اى وارد شود . آب‌وهواى مازندران را عموما بد ميشمارند ، هواى آنجا بسيار متغيير است و از روى ميزانى طبيعى به فصل‌هاى مرطوب يا خشك و سرد يا گرم تقسيم نشده است . يكسال چنين اتفاق ميافتد كه مدت يك ماه بدون انقطاع باران مىبارد و در همان ماه سال بعد ممكن است هوا به كلى خشك باشد . با وجود اينكه مازندران به قدر گيلان مرطوب نيست ، باز بايد آن را اقليمى نمناك محسوب داشت . زيرا در تمام مدت سال هيچ روزى امكان ندارد اهالى بتوانند به مساعدت بودن هوا اطمينان حاصل نمايند . ميزان بارندگى در اين ايالت پنج برابر جنوب ايران است و از ماه دسامبر تا آوريل ( آذر - اردىبهشت ) پرباران‌ترين و سردترين ماهها است . تابستان مازندران بسيار گرم است و همين گرمى هوا نيز ثباتى ندارد و غالبا موجب ناخوشى مىشود . در زمستان گاهى اهالى مجبور ميشوند كه از شدت گرما لباس زمستانى را از تن دور سازند و گاهى نيز در تابستان ناچار پوستين و خز مىپوشند . برف غالبا مىبارد و با آنكه مانند نواحى بلند جنوبى زياد دوام نميكند ، باز درست نيست